على محمدى خراسانى
339
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
بل لأمر آخر حسب ما يقتضيه الحال من إظهار المحبة أو الإنكار أو التقرير إلى غير ذلك و منه ظهر أن ما ذكر من المعانى الكثيرة لصيغة الاستفهام ليس كما ينبغى أيضا . ساير صيغ انشائيه : مرحوم آخوند در اينجا قدرى دامنهء بحث را توسعه داده و مىفرمايد : همانطور كه صيغه افعل به معناى طلب انشايى است ، هكذا ساير جملات انشايى هم داراى معانى انشايى مىباشند . مثلًا صيغه تمنّى ، به معناى تمنّى انشايى است ، صيغه ترجّى و لَعَّلَ به معناى ترجّىِ انشايى است ، صيغه استفهام ، به معناى انشاء استفهام و سؤال است و هميشه هم در همين معنا استعمال مىشوند . ولى دواعى و انگيزهها متفاوت است ؛ گاهى و بلكه بيشتر وقتها ، داعى بر گفتنِ ليت و لعّل و . . . تمنّىِ حقيقى ، ترجّىِ قلبى و واقعى است ؛ يعنى در دل آرزويى دارد كه آن را به زبان آورده و انشاء تمنّى مىكند ، قلباً اميدوارى دارد و آن را ابراز و اظهار كرده و انشاء ترجّى مىكند . گاهى هم انگيزهء شخص ، از گفتن ليت و لعّل و . . . امر ديگرى غير از تمنّى و ترجّىِ حقيقى است . فلا وجه : در كلام خداوند هم صيغهء ليت و لعّل و استفهام و . . . آمده است ؛ البتّه واژه ليت حكايتى در مقام حكايت از قول انسان خوب يا بدى بهكار رفته است ، مثل : و يقول الكافر يا ليتنى كنت تراباً ، ليتنى لم اتخّذ فلاناً خليلًا ، يا ليت قومى يعلمون بما غفرلى ربّى ولى لعّل مستقيماً از زبان خداوند آمده است : كتب عليكم الصيام . . . لعلّكم تتّقون ، لعلّه يتذكّر أو يخشى ، لعلّكم تعقلون ، لعلّهم يحذرون و استفهام نيز مستقيماً از خداوند نقل شده است : الستُ بربّكم ، ما تلك بيمينك يا موسى ، ما منعك الّا سجد اذ أمرتك . مشهور مفسّران گفتهاند اين كلمات يك معناى حقيقى دارند و آن تمنّىِ حقيقى و ترجّىِ حقيقى و . . . است ؛ امّا در كلام خداوند از اين معانى منسلخ بوده و به معناى ديگرى آمدهاند . زيرا حمل اين واژهها بر معناى حقيقى خود در مورد خداوند محال است و تالى فاسد دارد ، چون ليتَ گفتن از عجز و ناتوانى سرچشمه مىگيرد و خداوند ، قدرت مطلقه است . لعلّ گفتن از جهل سرچشمه مىگيرد و خدا ، علم مطلق است . استفهام حقيقى ، از جهل سرچشه مىگيرد و خدا آگاهىِ مطلق است ؛ پس به معناى حقيقى از خداوند اطلاق نمىشوند ، ناچار در معانى ديگرى بهكار رفتهاند . مرحوم آخوند مىفرمايد ما نيازى به انسلاخ نداريم و اعتقادى به تالى فاسد نداريم ؛ زيرا معتقديم اين جملات داراى معانى انشايى هستند و به معناى مجّرد انشاء ترجّى و صرف انشاء تمنّى و . . . مىباشند و اظهار تمنّى و ترجّى و استفهام محذورى ندارد . بلكه اگر به داعىِ تمنّى و ترجّىِ حقيقى باشد محذور دارد و مستلزم عجز و جهل است . ولى اگر به انگيزههاى ديگر باشد هيچ محذورى ندارد . مثلًا به منظور اظهار محبّت و علاقه از لعّل و . . . استفاده مىشود و وقتى مىگويد : لعلّكم تتقّون ؛ يعنى تقوا